على اصغر حلبى

45

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

ميان ايشان برنخاست كه اهل بحث و مناظره در سطح والايى باشد ، و بتواند در برابر اشاعرهء بعدى قدّ علم كند . در حقيقت آخرين دورهء اعتبار معتزله مقارن ايّامى است كه ابو القاسم اسماعيل بن عبّاد طالقانى ( 326 - 385 ه . ق ) معروف به صاحب عبّاد وزير آل بويه از شاگردان ابو هاشم جبّائى نفوذ و رياست داشته ، و ديالمه به مناسبت دشمنى با خلفا و اهل تسنّن ، از ايشان تشويق مىكرده‌اند . * * * ابو الحسن اشعرى ابو الحسن على بن اسماعيل اشعرى از احفاد ابو موسى اشعرى ( فت ، 42 ه . ق . ) صحابى مشهور بود ، در سال 260 در بصره متولد شد ، و به سال 324 ه . ق . در بغداد درگذشت . وى كه بزرگ‌ترين و نخستين نمايندهء مذهب اشعريّه است ( اشعريّه اساسا منسوب به نام او هستند ) از زكريّاى ساجى ، ابو خليفهء جمحى ، سهل بن نوح بصرى ، محمّد بن يعقوب مقرئ مصرى و عبد الرحمن خلف ضبّى مصرى حديث شنيد . چون مادرش با ابو على جبّائىّ ( 235 - 303 ه . ق . ) متكلم بزرگ معتزلى ازدواج كرد ، ابو الحسن در خانهء پدر خواندهء خود بزرگ شد و تربيت يافت ، و جبّائى دقايق علم كلام را به او آموخت ، و او در عقيدهء به اعتزال به وى گرويد ، و هم در آن روزگار از پيشوايان معتزله بشمار مىآمد . بنابر قول مورّخان ، اشعرى چهل سال با معتزله همنشينى و همرايى كرد . « 1 » امّا در اين ايّام بر بعضى از آراء استاد ( به ويژه در مسألهء خلق قرآن ) اعتراضاتى مىكرد ، چندى نيز گوشه‌گيرى كرد ، و در آن انزوا ، عقايد اهل سنّت را با ادلّهء كلامى و عقلى مدلّل مىساخت . تا اين كه يك روز جمعه در جامع بصره به روى تختى رفت و با صداى بلند فرياد بركشيد : « اى مردم هركس مرا مىشناسد كه مىشناسد ، ولى هركس نمىشناسد خود را به او مىشناسانم . من فلان پسر فلان هستم . من قايل به خلق قرآن بودم ، و معتقد بودم كه ديدگان ما خدا را نبيند ، و فاعل افعال شرّ من هستم ؛ امّا اينك از همهء آن‌ها توبه مىكنم ، و بر ردّ معتزله معتقدم و فضيحت‌ها و عيب‌هاى آنان را آشكار مىكنم » . « 2 » اندك اندك چنان شد كه اشعرى علنا معتزله را لعن مىكرد ، و بر روزهايى كه مذهب اعتزال داشته و از « صلاح » و « اصلح » « 3 » دم مىزده ، اظهار تأسّف و ندامت مىكرد . تا اين كه

--> ( 1 ) . ابن خلّكان ، وفيات ، 1 / 464 ، تهران ؛ ابن جوزى ، المنتظم ، 6 / 333 . ( 2 ) . همان جا ؛ نيز مقريزى ، الخطط ، 4 / 186 - 191 . ( 3 ) . صلاح و اصلح ، مبحثى از مباحث علم كلام است كه بيشتر معتزله از آن دفاع كرده‌اند . و به نظر آنان -